پنج شنبه , ۲۵ مهر ۱۳۹۸
هر موجودی برای اثبات موجودیت خود نیاز به یک هویت دارد تا بتواند خود را در قالب آن بروز دهد زمانی که ما هویت اصلی خودمان ناآشنا باشیم افراد به دنبال هویت‌های کاذبی می‌روند و این هویت‌های اکتسابی باعث جدایی انسان از اصل وجودی خود می‌شود،اگر شما با این شاخصه‌های اکتسابی خود و موقتی تنها با دیدگاه کمک و پتانسیلی برای ایجاد یک اجتماع عام‌المنفعه عمل کنید، در این صورت هم هویتی با مواردی که درزیر توضیح داده شده رنگ خواهد باخت و ارزش‌های اصیل جایگزین دیدگاه‌های محدود خواهد شد.

هویت

هویت اصلی

 

هویت چیست؟

هر موجودی برای اثبات موجودیت خود نیاز به یک هویت دارد تا بتواند خود را در قالب آن بروز دهد زمانی که ما هویت اصلی خودمان ناآشنا باشیم افراد به دنبال هویت‌های کاذبی می‌روند و این هویت‌های اکتسابی باعث جدایی انسان از اصل وجودی خود می‌شود،اگر شما با این شاخصه‌های اکتسابی خود و موقتی تنها با دیدگاه کمک و پتانسیلی برای ایجاد یک اجتماع عام‌المنفعه عمل کنید، در این صورت هم هویتی رنگ خواهد باخت و ارزش‌های اصیل جایگزین دیدگاه‌های محدود خواهد شد.

در بحث‌های آتی به‌طور مفصل به این بحث خواهم پرداخت فعلاً می‌خواهیم هویت‌های جعلی و موقتی را شناسایی کنیم و مشکلاتی که از این بابت گریبان گیر ما شده است را بیابیم و سپس با درک هویت اصلی خود به‌راحتی از پس مشکلات به وجود آمده برآیم.

بحث اصلی‌مان تا اینجا پیش رفت که متوجه شدیم که افراد به دنبال هویت‌های کاذبی می‌روند و خود را با آن مشخصه‌ها یکی می‌پندارند. چرا؟

به نظر می‌رسد هر موجودی برای اثبات موجودیت خود نیاز به یک هویت دارد تا بتواند خود را در قالب آن بروز دهد زمانی که ما هویت اصلی خودمان ناآشنا باشیم و دسترسی به آن نداشته باشیم، به دنبال هویت‌های مختلفی خواهیم رفت تا بتوانیم خودمان را بروز دهیم.

درصورتی‌که مشخصه‌ای قابل‌توجه داشته باشیم، مثل ثروت، تحصیلات و هر مشخصه‌ای که در جامعه قابلیت بزرگنمایی و دیده شدن داشته باشد؛ در آن صورت دست به دامن آن مشخصه‌ها خواهیم شد و وجودمان را قالب آن هویت‌های اکتسابی و موقتی نشان خواهیم داد.

حال درصورتی‌که با مشخصه قابلیت دیده شدن را هم نداشته باشیم، در این صورت است که به دنبال هویت‌سازی و ایجاد هویتی جعلی خواهیم بود. هویتی که نه اصلاً ربطی به اصالت ما دارد و نه اینکه اصلاً آن مشخصه را ما دارا هستیم.

تنها با ایجاد ظاهری از آن درصدد هویت‌سازی هستیم.

مثلاً شخصی را در نظر بگیرید که برای ابراز وجود خود، لباس، وسایل خاص و نامتعارف نسبت به خود دارد چراکه وی با جعل خود به دنبال نشان دادن خود به‌عنوان مثلاً خود متشخص، تحصیل‌کرده، ثروتمند، است و درحالی‌که هیچ‌کدام از آن مشخصه‌ها را ندارد، سعی می‌کند با پوشش و لباس، خودرو، نوع صحبت، نوع آرایش، منتسب کردن خود به بعضی افراد و یا هر روش دیگری، خود را دارای آن مشخصه‌ها نشان دهد.

هویت

 

  • اینجاست که متوجه می‌شویم وی با چنگ انداختن به مشخصه‌های ایده ال، خود را در قالب هویت جعلی می‌اندازد تا به هر روی خود را به شکلی قابل‌انتظار بروز دهد.

و اما این هویت‌های ثانوی چه‌کار کرد و تأثیری در وجود ما گذاشته‌اند؟

جمله‌ای دریکی از شبکه‌های اجتماعی دیدم با این مضمون که:

 “همه ما باهم یکی بودیم و نژاد ارتباطمان را برید، مذهب از همدیگر جدایمان ساخت، سیاست بینمان دیوار کشید و ثروت از ما طبقه ساخت”

درواقع تمام این تفکیک بندی‌ها به دست مشخصه‌ها و هویت‌ها صورت گرفت نژاد، عقیده، زبان، ثروت، کشور و تحصیلات و خیلی از مرزبندی‌ها همه و همه هویت‌های غیر اصلی و اکتسابی هستند که باعث فاصله گرفتن از همدیگر شده و بین همه ایجاد تفکیک و طبقه‌بندی کرده و باعث شده است که معیارهای مقایسه و قضاوت روزبه‌روز رونق بیشتری بگیرد. در این میان هر کس باور بیشتری به این هویت‌های ثانوی به‌عنوان معیار داشته باشد، بیشتر در معرض انفکاک از هویت اصلی خود قرار خواهد گرفت. افراد باهم هویت شدن با این معیارهای جعلی و اکتسابی و موقتی از هویت اصلی خود فاصله می‌گیرند.

به‌عنوان مثال شاخصه کشور و مرز بندی سیاسی یک نوع تفکیک بندی هست که بر عموم مردم اعمال‌شده است و بدون انتخاب و نگرش آگاهانه اولیه با توجه به محل تولد اولیه یک هویت ثانوی به فرد داده می‌شود و این هویت تا جایی جدایی ایجاد می‌کند که برای این شاخص اکتسابی محل تولد، گاه افراد باهم دیگر جنگ و خون‌ریزی، گاه منازعات شدید و در اغلب موارد یک جدایی همیشگی باهم حس می‌کنند و خود را ازان یک کشور مستقل می‌دانند.

 

هویت
هویت

 

  • همچنین مرزبندی‌های ایالتی، استانی و شهر و روستایی نیز همین شرایط در افراد داخل یک کشور ایجاد می‌کنند.

ازجمله هویت‌های اکتسابی که باعث جدایی انسان از اصل وجودی خود می‌شود، همان‌طور که قبلاً نیز به آن‌ها اشاره کردم شاخصه‌هایی همچون، زمان، ملت، تحصیلات، محل تولد، زمان تولد، عقیده و باور، جنسیت، شغل، … و حتی نام است. شاخصه آخری در نوع خود جالب است و حتی ما به‌واسطه اسم‌های متفاوت از هم جدایی ایجاد می‌کنیم که البته برای درک تفاوت‌های بین هم یک نیاز است.

لطفاً در این مورد اشتباه نکنید منظور من از عنوان جدایی و فاصله این نیست که ما نباید شاخصه‌های جدایی از هم داشته باشیم و اصولاً بدون شاخصه و موارد اشاره‌شده در بالا نمی‌توان به‌راحتی زندگی کرد و موارد اشاره‌شده به‌عنوان معیارهای تفاوت از عملکرد همدیگر هستند؛ اما نکته مهم اینجاست که عوض استفاده از تفاوت‌ها برای رشد و تحول و درنهایت یکی شدن به‌عنوان یک هدف اصلی، از این تفاوت‌ها به‌عنوان عواملی برای تفکیک و جدایی استفاده می‌کنیم.

منظور من از یکی شدن است که از دیدگاه جمعی، باهم هدف شدن و ندای واحد و درک متقابل، تمام تضادها را از بین ببریم و همدیگر را از منافع و پتانسیل‌های احتمالی هم برخوردار نماییم؛ اما امروزه با تمرکز بر نقاط تفاوت و اختلاف‌ها، درصدد دوری و فاصله گرفتن از هم هستیم و این‌گونه منافع و پتانسیل‌ها کاملاً تفکیک‌شده و عوض دیدگاه اجتماعی و انتفاع جمعی به دیدگاه نفع برای افراد هم هویت می‌رسیم.

مثلاً برخورداری از یک امتیاز را تنها برای عده‌ای خاص با مشخصه خاص مجاز می‌کنیم. با تفکیک بندی‌های مثل سیاه‌وسفید، انگلیسی‌زبانان یا فارسی‌زبانان، قومیت ترک یا عرب و بسیاری از این دسته‌بندی‌ها، عوض ایجاد شرایط برای از بین بردن مرزها، درصدد تفکیک بیشتر از همدیگر هستیم.

از دیدگاه فردی نیز، یکی شدن همان طرد تمام هویت‌های ثانوی است. اگر برای من هیچ تفاوتی نداشته باشد که از چه قومی، با چه زبانی با چه تحصیلاتی، با چه میزان سن و چه جنسیتی هستند و تنها با درک هویت اصلی خودم با هویت اصلی دیگران به آن‌ها برخورد کنم در این صورت تمام معاملات، مناقشات، منازعات و مراودات، تبدیل به روابطی خواهد شد که هیچ‌گونه برتری‌جویی، سودجویی منعت طلبی و استعمار در آن دیده نخواهد شد.

 

هویت ملتها
هویت اکتسابی

 

بنابراین تمامی این دیدگاه‌های اختلافات برانگیز و فاصله‌انداز تماماً از هویت‌های ثانوی و غیر اصلی ایجاد می‌شود.

اگر شما با این شاخصه‌های اکتسابی خود و موقتی تنها با دیدگاه کمک و پتانسیلی برای ایجاد یک اجتماع عام‌المنفعه عمل کنید، در این صورت هم هویتی با مواردی چون زبان، قومیت، ملیت، نژاد،… رنگ خواهد باخت و ارزش‌های اصیل جایگزین دیدگاه‌های محدود خواهد شد مثلاً شما عوض اینکه در یک مباحثه یا اختلاف بین دو فردی که یکی همشهری شماست و یکی نه یا بین دو فردی که یکی هم‌زبان شماست و دیگری نه … طرف فرد هم هویت جعلی با خود را بگیرید خود را با هر دو طرف هم هویت بدانید و هر دو را از یک هویت اصیل و جاودانه دریابید، در این صورت به خودتان اجازه نخواهید داد که بدون علت جانب‌دارانه برخورد کنید.

 

هویت ملی

 

هویت شناسی

همیشه بررسی کنید

ذهن

چرا پس از کسبِ هر موفقیتی باز هم احساس فقدان چیزی می‌کنیم؟

چرا پس از کسبِ هر موفقیتی باز هم احساس فقدان چیزی می‌کنیم؟ در دنیای امروز، …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

‌دریافت لینک دانلود در ایمیل‌تان

دانلود رایگان ویدئوی چگونه رضایت دلخواه در زندگی خودم را بسازم

تا 5 دقیقه ارسال می شود
لطفا ایمیل خود را وارد کنید
برایم ارسال کن
بستن