چرا پس از کسبِ هر موفقیتی باز هم احساس فقدان چیزی می‌کنیم؟

چرا پس از کسبِ هر موفقیتی باز هم احساس فقدان چیزی می‌کنیم؟

در دنیای امروز، تقریبا تمامی ساختار زندگی و کل نظام اجتماعی، برخلاف جریان الهی در حرکت است.
می‌توان گفت به نوعی ضدخداست.
از این روست که، عشق به خدا به دشواری در ما پدیدار می‌گردد.

دیوانه کیست

حتی زمانی که چنین عشقی در شخصی به دلیل رفتار متفاوتش ظهور می‌کند، او را دیوانه می‌پنداریم.
زیرا راه و روش زندگی‌اش به کلی دگرگون می‌شود، حتی نحوهٔ نفس کشیدنش دیگر شباهتی به ما ندارد، و چون غریبه‌ای در میان‌مان زندگی می‌کند.
به همین دلیل است که فوراً به این نتیجه می‌رسیم که او دچار نوعی مشکل روانی شده است.
ما دنیایی را بنا نهاده‌ایم که با نظام فریب‌کارانه‌اش و با قدرت هر چه تمام‌تر، در برابر خداوند قد علم کرده است و ضد خدا عمل می‌کند.
ما در قلب‌ها و دنیایمان جایی برای خداوند نگذاشته‌ایم.
جالب این جاست که ما او را از دنیایی رانده‌ایم که ساخته و پرداختهٔ خود اوست و چنان سدی در مقابل او ایجاد کرده‌ایم که امکان بازگشت او را به دنیایمان غیرممکن ساخته‌ایم.

عشق
عشق

در چنین دنیایی عشق چگونه می‌تواند در انسان بیدار گردد؟
حتی اگر عشقی در ما بیدار نگردد و یا این که اصولاً از وجودش ناآگاه باشیم،
باز هم احساس بی‌قراری و نارضایتی درونی، در تمام طول زندگی، رهایمان نمی‌کند.
با وجود کسب شهرت و ثروت و علایق بیشمار، باز هم از درون احساس پوچی و بیهودگی می‌کنیم.
این طور به نظر می‌رسد که گم کرده‌ای داریم و هنوز چیزی وجود دارد که بدان دست نیافته‌ایم.
آن چیست که پس از کسبِ هر موفقیتی باز هم فقدانش را احساس می‌کنیم؟
بی‌قراری ما، ناشی از اشتیاقی نهائی برای پیوستن به خداست.
ولی ما(ذهن ما) سعی داریم با سرپوش نهادن بر آن، از رشد و شکوفایی و ظهورش جلوگیری کنیم.
با خود می‌اندیشیم که:

چرا با تمام شهرتی که داریم، باز هم احساس بیهودگی می‌کنیم؟

چرا با وجودی که همه چیز داریم، باز هم احساس کمبود می‌کنیم؟
این عطشِ درونی، به هنگام هر موفقیتی، با طرح چنین سؤالاتی موجب عذاب ما می‌شود،
قلبمان را به درد می‌آورد و احساساتمان را جریحه‌دار می‌سازد.
ولی از آنجایی که نمی‌خواهیم آرامش خود را از دست بدهیم، آن را نادیده می‌گیریم و چنان خود را غرق کارهایمان می‌کنیم که نمی توانیم کوچک‌ترین ندایی را از درون خود بشنویم.
انسان‌ها می‌خواهند با مشغول ساختن خود و افراط در کسب ثروت و شهرت، ندای درونی خویش را خاموش سازند تا نتواند آنها را از این حقیقت آگاه سازد که تمام تلاش‌هایشان برای نیل به اهداف جاه‌طلبانه، عبث بوده است.

چگونه

ما با تمام نیرو، از برانگیختن عشق درونی‌مان جلوگیری می‌کنیم.
در غیر این صورت، کودکانِ جهان همراه باغریزه جنسی و گرسنگی و تشنگی، با عشق نیز متولد می‌شدند.
امکان خلق چنین دنیایی وجود دارد.

ولی چه کسی قرار است چنین کار با ارزشی انجام دهد؟

فقط تعداد معدودی از انسان‌های خداجو قادرند چنین دنیایی را بیافرینند.
برای انجام چنین کار مهمی، در ابتدا می‌بایست تمام اعمال فریبکارانه‌ای که آثارش تاکنون نیز مشهود است و ضدخدا و معنویت است، محکوم و نابود گردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

‌دریافت لینک دانلود در ایمیل‌تان

دانلود رایگان ویدئوی چگونه رضایت دلخواه در زندگی خودم را بسازم

تا 5 دقیقه ارسال می شود
لطفا ایمیل خود را وارد کنید
برایم ارسال کن
بستن