چگونه ذهن فریب می‌خورد؟

ذهن چگونه فریب می‌خورد؟

در این مقاله به یکی از روشی‌هایی که ذهن مورد فریب واقع میشود اشاره میکنم.
ممکن است این روش در جهت مثبت یا منفی مورد استقاده قرار گیرد. با توجه به اینکه چه کسی از این ترفندها استفاده می‌کند می‌تواند برای شما مفید یا مضر باشد.
در مقالات قبلی در مورد بعضی از ترفندهای ذهن صحبت کردیم که ذهن در مقابل تغییر دست به مقاومت می‌زند و برای تغییر نکردن دست به دامان آن‌ها می‌شود.
میتوانید آن‌ها را از لینک بالا ببینید و یا از این لینک گوش دهید.

ترفندهای ذهنی

خصوصیتی که میخواهم الان به آن اشاره کنم، از جمله نقاط تاثیر پذیر ذهن است که می‌تواند به عنوان نقطه ضعف یا قوت واقع شود:

علاقه به داستان

اتفاقاتی که نتیجه آن در زمان حال نباشد و ماجرا ادامه دار باشد. (در مورد مفهوم زمان حال و رابطه آن با رضایتمندی در درس هشتم از دوره آنلاین رضایتمندی توضیح کافی ارایه شده است.)
احتمالا برای شما هم اتفاق افتاده است که وقتی می‌خواستید به جایی بروید و یک لحظه، (تنها یک لحظه) تلویزیون را روشن کردید و با دیدن قسمتی از یک مسابقه یا فیلم در جای خود میخکوب شدید.
هرچند قبل از آن هیچ خبری از آن مسابقه یا داستان نداشتید و دانستن و بودن آن ماجرا، اصلا برای شما مهم نبوده، اما با دیدن قسمتی از آن، انگار شما یک طنابی را در دست گرفتید تا در عمق چاه زمان فرو بروید و برای دانستن بقیه ماجرا لحظه به لحظه آن را دنبال کردید و شاید زمان زیادی را برای آن از دست داده باشید.

در واقع ذهن خیلی علاقمند به کشف دنباله‌های جذاب است و اهمیت آن اصلا مهم نیست و فقط غرق شدن در عمق یک کنجکاوی، عنان را از کف شما می‌گیرد.
در این حالت گذشت زمان به نوعی متوقف می‌شود. شما تنها زمانی متوجه گذشت زمان می‌شوید که ماجرا پایان می‌یابد و انگار یهویی همه زمان در یک لحظه سپری می‌شود و ذهن شما فریب می‌خورد.

این تنها اول ماجراست

حتما به یادتان می آید که پدربزرگ و مادربزرگ‌هایمان برای ما داستان و قصه تعریف می‌کردند و چقدر هم برای ما جالب و شیرین بود. جای اعتراف دارد که الان هم به همان اندازه داستان و قصه بخصوص برای کودکان و نوجوانان جذاب و شیرین است و البته جای خالی آن به شدت احساس می‌شود.

در ایام گذشته استفاده از داستان (که نقطه تاثیرپذیر ذهن است) در جهت مثبت و در مسیر تربیت و رشد استفاده می‌شد و البته هنوز هم افرادی وجود دارند که مطالب و آموزه‌های مثبت و تربیتی را در قالب داستان نشر می‌دهند. این همان روی مثبت سکه هست و امروزه مشخص شده است که ذهن ناخودآگاه بوسیله داستان و تمثیل قابلیت تاثیرپذیری بیشتری پیدا می‌کند و استفاده از این عامل برای رشد و تربیت انسان بسیار موثر است.

شعرا و ادیبان بسیاری در ایام گذشته کاملا واقف به این نکته بودند و استفاده بسیار مفیدی از آن کرده‌اند و مطالب و کتب بسیار ارزشمند و گرانبهایی برای انتقال مفاهیم و آموزه‌های ناب را در قالب شعر و تمثیل و داستان برای ما به ارث گذاشته‌اند.

اما روی منفی سکه

در سالهای اخیر با توجه به رشد علم و استفاده از تکنیک‌های مهندسی ذهن در زمینه‌های زیادی گسترش یافته و بدون توجه به تاثیر مثبت یا منفی آن، تکنیک‌های ذهن در مسیر اقتصاد، تجارت، سیاست و سایر جنبه‌های زندگی مورد استفاده گسترده قرار گرفته است و باعث فریب ذهن شده است.

 

کمپانی‌های بزرگ در قالب فیلم‌های سینمایی و داستانهای بسیار جذاب تمامی مفاهیم مورد نظر خود و سیاستمداران را به شکلی کاملا ناملموس به مصرف افکار عمومی می‌رسانند و سرمایه‌گذاری‌های بسیار کلان در این حوزه صورت می‌گیرد.

سینما، ورزش، مسابقات مختلف، تلویزیون و شبکه های ویدئویی و رسانه‌های اجتماعی، طراحی و مد و بسیاری از حوزه های مختلف تبدیل به ماشینی برای تبدیل ایده و افکارخاصی به یک محصول قابل مصرف برای ذهن جوامع شده است.

این خاصیت کنجکاوی ذهن باعث می‌شود که افراد در هر حوزه وارد شوند.

تلاش برای دانستن (صرف دانستن فقط) بدون استفاده و فایده خاصی تنها انبوه اطلاعات در مغز افراد را روز به روز بیشتر و بیشتر کند.

تا جایی که ذهن عملا از هر نوع پردازش مفیدی در خصوص اطلاعات عاجز باشد و فریب بخورد.

روزانه دیدن صفحات مختلف شبکه های اجتماعی، فیلم‌های سینمایی، تبلیغات مستمر محصولات مصرفی و هزاران رگبار انبوه داده باعث می‌شود.

صف پردازش داده‌ها در ذهن به شدت طولانی می‌شود.  عملا ذهن نتواند در مورد خاصی که مدنظر است تمرکز کافی داشته باشد.

به همین دلیل تصمیمات گرفته شده روز به روز ضعیف تر و با دقت و تمرکز کمتری اخذ می‌شود.

 

چه باید کرد؟

کار انسان در این روزها بسیار سخت شده است و برای چیره شدن بر این وضعیت ناخواسته، می‌توان با کنترل هرچه بیشتر ذهن رفته رفته اوضاع را بهبود بخشید.

در واقع باید متوجه این قضیه باشیم که اساسا کار ذهن تنها در حد یک ابزار برای سهولت و بهبود چگونگی انجام کارها و رسیدن به بهترین روش‌ها است.

ذهن نباید در امورات اساسی وارد قضیه شود. منطق ناقص ذهن توان فهم بسیاری از چرایی ها را ندارد. ماموریت ذهن تنها در موارد مربوط به چگونگی ها است. لطفا مقاله چگونه ذهن خود را در مسیر درستی قرار دهیم در این مورد را بخوانید.

خاموشی ذهن

برای کنترل ذهن باید ذهن را در جاهایی که نیاز نیست خاموش کنیم.

پذیرش این مساله برای بسیاری از افراد سخت است که چرا نباید از ذهن خودمان در همه جا استفاده کنیم.

لطفا مقاله در خاموشی ذهن چه اتفاقی می افتد را در این مورد مطالعه نمایید. 

ذهن خاموش اجازه خواهد داد تا روح و روان شما بتواند درک بهتر و کامل‌تری از مسایل حساس را داشته باشد و تصمیم درستی را در مورد آن اتخاذ نماید.

به عنوان مثال:

ساعتهای زیادی در صفحات مجازی هستیم.

ساعتهای زیادی جلوی تلویزیون هستیم.

ساعتهای زیادی بدون نتیجه خاصی پشت تلفن یا بیرون و.. هستیم و فقط عبور زمان را میبینیم.

هر لحظه که به خود می آییم از خود بپرسیم که در حال انجام چه کاری هستیم؟

این کار چه نتیجه مفیدی برای من خواهد داشت؟

آیا این کار بهترین کاری هست که الان می توانستم انجام دهم؟

و اگر یک آن خود را دریابیم و دوباره فریب ذهن را نخوریم قطعا کاری بهتر و مفیدتر انجام خواهیم داد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

‌دریافت لینک دانلود در ایمیل‌تان

دانلود رایگان ویدئوی چگونه رضایت دلخواه در زندگی خودم را بسازم

تا 5 دقیقه ارسال می شود
لطفا ایمیل خود را وارد کنید
برایم ارسال کن
بستن